نوشته شده توسط : kiandad

مجازات در اقرار کمتر از چهار بار

در مقاله قبل در مورد نظر قضات در مورد زنا در نشست قضایی نظر اکثریت قضات را در این باره توضیح دادیم و در این مقاله به بیان ادامه نظر اقلیت قضات می‌پردازیم:

مجازات در اقرار کمتر از چهار بار زنا چیست؟

ادامه نظر اقلیت قضات در نشست قضایی

تنها با توجه به ماده ۶۳۷ قانون مجازات اسلامی، (در مقام تعیین مجازات برای هر گونه عمل منافی عفت غیر از زنا می‌باشد) می‌تواند عمل ارتکابی را در حد رابطه نامشروع دون زنا (غیر از زنا) احراز (دریافتن) و به استناد همین ماده تعیین مجازات نماید و صرف بیان تعزیر در قسمت اخیر ماده ۶۸ قانون مجازات اسلامی، نمی‌تواند مستند تعیین مجازات از سوی قاضی قرار گیرد، زیرا حاکم در قانون مجازات اسلامی، قانون‌گذار می‌باشد که از سوی ولی‌فقیه اجازه در قانون‌گذاری دارد وگرنه تصویب مقررات تعزیری امری به یهود بوده و از طرفی این امر منافات و تضادی با شیوه قانون‌گذاری ندارد، چه آن که مثلاً در قسمت اخیر ماده ۶۳۷ قانون مجازات اسلامی اکراه (بیزاری) کننده را قابل تعزیر دانسته، اما تعیین مجازات چنین شخصی را در ماده ۶۶۹ قانون مجازات اسلامی بیان داشته است.

منشأ

ظاهراً در بخش پایانی ماده ۶۸ قانون مجازات اسلامی، واژه تعزیر از این نظر قابل تفسیر است که می‌توان آن را به حبس و جزای نقدی و شلاق تعبیر کرد، (آن گونه که در ماده ۱۶ قانون مجازات اسلامی تعریف شده است) و می‌توان آن را به تعزیری خاص زنای دون حد (غیر حد) مشروط کرد، آن گونه که در ماده ۶۳۷ قانون مجازات اسلامی آمده است.

نظر کمیسیون نشست قضایی (۱) جزایی

ماده ۶۸ قانون مجازات اسلامی، یکی از راه‌های اثبات زنا و اقامه حد بر زانی (مرد زناکار) یا زانیه (زن زناکار) را چهار بار اقرار آنان به زنا، کرده است و در این ماده قید شده، چنانچه هر یک از آنان کمتر از چهار بار اقرار کند، تعزیر می‌شود، با لحاظ اینکه عمل زنا ثابت نشده و موجبی برای اجرای حد زنا موجود نیست، بنابراین دادگاه می‌تواند در حالت اخیر، مجرم را به استناد ماده ۶۳۷ قانون مجازات اسلامی از باب تعزیر تا ۹۹ ضربه شلاق محکوم نماید.


بازداشت موقت متهمان جرائم مواد مخدر

وکیل جرم قاچاق



:: بازدید از این مطلب : 347
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : جمعه 08 آذر 1398 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : kiandad

مطالبه وجه التزام چگونه است ؟

مطالبه وجه التزام

نوشته پیش رو توسط وکیل ملکی در مورد مطالبه وجه التزام  و یا مطالبه خسارت قراردادی و ماهیت حقوقی وجه التزام و ارکان تشکیل دهنده دعوی مطالبه وجه التزام برای آشنایی بیشتر شما عزیزان تنظیم گردیده است.
وجه التزام در اصطلاح حقوقی مبلغی است که طرفین قرارداد در حین عقد با به موجب توافق مستقل دیگر به عنوان خسارت ناشی از انجام تعهد یا تاخیر درانجام تعهد آن پیش بینی کرده و بر آن ملتزم می شوند. بنابراین در قراردادها معمولاً برای تضمین و تحکیم تعهدات متعاقدین، به صورت شرط در ضمن عقد، مبلغی پیش بینی می شود تا در صورت تخلّف هر کدام از آنان، به عنوان خسارت به طرف مقابل پرداخت شود. این مبلغ را اصطلاحا «وجه التزام» می نامند.

ماهیت حقوقی وجه التزام

علمای حقوق ماهیت وجه التزام را خسارت می دانند. مبنای این اصل ماده ۲۳۰ و ماده ۲۲۱ قانون مدنی و اصل حاکمیت اراده است. به موجب ماده ۲۲۱ قانون مدنی، تعهد به جبران خسارت چه بر اساس تصریح در قرارداد، چه بر اساس آنچه عرف رایج مقرر می‌داند و چه در مواردی که قانون الزام کند، قابل مطالبه است. در صورتی وجه التزام قردادی قابل مظالبه است که طرف مقابل نیز به تعهدات خود عمل کرده باشد و در صورتی که طرفین به دلیل عدم انجام تعهد طرف مقابل به تعهدات خود عمل نکرده باشد، هیچ یک از طرفین حق تقاضای پرداخت وجه التزام را ندارد.

ارکان تشکیل دهنده دعوی مطالبه وجه التزام

۱- وجود قرارداد :

اولین شرط مطالبه وجه التزام، وجود قرارداد است. منظور از قرارداد، عقدي صحيح و نافذ است كه بين متخلف از انجام تعهد و متعهد له منعقد شده است چه اينكه عقد فاسد يا غير نافذ يا اينكه مديون به سببي از آن بري شده باشد وجود مؤثري در عالم حقوق ندارد تا بتواند زاينده اثر حقوقي باشد.

۲- توافق طرفین بر وجه التزام :

میزان و مقدار خسارت با توافق طرفین تعیین می گردد. توافق طرفین در خصوص جبران خسارت، ممکن است بعد از ورود خسارت و یا پیش از آن باشد. به عنوان مثال فروشنده یک اپارتمان متعهد شده در صورتی که در تاریخ مقرر پایان کار و تفکیک ساختمان را انجام ندهد و در دفترخانه حاضر نشود مبلغ معینی به عنوان وجه التزام بپردازد.

۳- گذشتن زمان اجراي قرارداد :

براي پيدايش مسئوليت متعهد به جبران خسارت ناشي از تخلف در انجام تعهد قراردادي ، لازم است مهلت اجراي قرارداد سپري شده باشد و پيش از آن متعهد له حق مطالبه خسارت ندارد.

ماده۲۲۶ ق م در اين باره مقرر مي دارد « در مورد عدم ايفاي تعهدات از طرف يكي از متعامين طرف ديگر نمي تواند ادعاي خسارت نمايد مگر اينكه براي ايفاي تعهد مدت معيني مقرر شده و مدت مزبور منقضي شده باشد و اگر براي ايفاي تعهد مدتي مقرر نبوده طرف وقتي مي تواند ادعاي خسارت نمايد كه اختيار موقع انجام به او بوده و ثابت نمايد كه انجام تعهد را مطالبه كرده است » زمان اجراي تعهد قراردادي به سه گونه مشخص مي شود.

الف :  تعيين زمان اجراي قرارداد با توافق طرفهاي عقد : طرفهاي قرارداد با زمان انجام تعهد قراردادي را مشخص كنند. در این صورت ممکن است طرفین توافق کرده باشند تا روز معینی (مانند ۱۵دی ماه) شخص متعهد باید نسبت به انجام تعهد خود اقدام کرده باشد و یا اینکه مدت مشخصی را جهت ایفاء تعهد در نظر گرفته باشند.

ب :  تعيين زمان اجراي تعهد بوسيله عرف : اگر زمان شروع اجراي قرارداد بوسيله طرفين معين شده باشد ليكن مدت و زمان پايان آن معين نشده باشد در اينصورت مدت اجراي قرارداد را عرف با لحاظ موضوع تعهد بر اساس مهلت مناسب براي انجام چنين موضوع تعهدي تعيين مي كند.

ج :  توافق به تعيين زمان اجراي قرارداد بوسيله متعهد له و مطالبه تعهد بوسيله او : مطابق ذيل ماده ۲۲۶ ق.م ممكن است طرفهاي قرارداد به هنگام عقد توافق كنند كه متعهد له حق تعيين زمان انجام تعهد را داشته باشد در اينصورت متعهد له وقتي مي تواند مطالبه خسارت كند كه انجام تعهد را از متعهد درخواست كرده باشد و متعهد از انجام آن خودداري كرده باشد.

۴- تخلف از انجام تعهد قراردادي یاعدم انجام بموقع تعهد :

اغلب در قراردادها زمانی که باید تعهد انجام شود، تعیین می شود و دو طرف قرارداد باید در زمان مشخص شده تعهد خود را انجام دهند. زمان تعیین شده می تواند یک روز خاص و یا یک مهلت مشخص باشد. مثلا فروشنده متعهد می شود در روز سوم اردیبهشت ۹۷ کالا را به خریدار تحویل دهد و یا اینکه مثلا خریدار و فروشنده توافق می کنند که فروشنده ظرف مدت ۳ ماه مهلت دارد تا کالا را به خریدار تحویل دهد. اولین شرطی که برای مطالبه خسارت یا مطالبه وجه التزام لازم است این است که طرف قرارداد، تعهدش را در مدت مشخص شده انجام ندهد. زیرا بعد از پایان یافتن مدت قرارداد، طلبکار می تواند نسبت به طرح دعوی مطالبه وجه التزام اقدام نماید.

۵- ارادي بودن تخلف :

متعهد در صورتي مسئول جبران خسارت ناشي از تخلف از انجام تعهد است كه در عدم انجام تعهد يا تأخير در آن، تقصير داشته باشد. ماده ي ۲۲۶ ق.م مقرر ميدارد :« اگر متعهد به واسطه حادثه اي كه رفع آن خارج از حيطه ي اقتدار اوست نتواند از عهده ي تعهد خود برآيد محكوم به تاديه ي خسارت نخواهد بود ». بنابراين هر گاه تأخير يا عدم انجام تعهد مانع از اراده ي متعهد يا در اثر عمل خود متعهد له باشد متعهد را نمي توان مسئول جبران خسارت ناشي از آن دانست. براي تحقق مسئوليت، بايد عدم اجراي قرارداد منسوب به متعهد باشد ممكن نبودن اجراي عقد، خواه از آغار باشد يا در اثر وقايع خارجي حادث شود مديون را از اجراي عقد معاف مي كند.

نظریات حقوقدانان در مورد وجه التزام در قراردادها

در این که آیا وجه التزام، کیفر تخلف از انجام تعهد و نوعی مجازات مدنی است که برای متخلف از انجام تعد در نظر گرفته شده یا این نهاد حقوقی ( وجه التزام ) نوعی جبران خسارات وارده به متعهد له است که از نقض تعهّد به او وارد شده، جای بحث و تأمّل می باشد.

درباره تأثیر وجه التزام در قرارداد، نظرات مختلفی وجود دارد و رویه قضایی نیز مختلف و متشتّت است، به موجب برخی از آرای صادره از بعضی شعب دیوان عالی کشور، متعهّد با پرداخت وجه التزام، از تعهد خود بری می شود و متعهدله حق الزام وی به انجام تعهّد را ندارد، در حالی که به موجب آرای صادره از بعضی دیگر از شعب دیوان عالی کشور، متعهدله مخیّر در مطالبه وجه التزام یا الزام متعهّد به اجرای اصل تعهّد است.

نظریه دکتر كاتوزيان “مطالبة خسارت عدم انجام تعهد هيچ گاه با درخواست اجراي آن جمع نمي شود. يعني طلبكار نمي تواند هم اجبار مديون به وفاي عهد را بخواهد و هم خسارت عدم انجام تعهد را، حق بر مطالبه خسارت زماني آغاز مي شود كه فرصت انجام تعهد پايان يافته است در خواست خسارت تأخير با درخواست اجراي اصل تعهد منافات ندارد، زيرا مبناي آن دست رفتن مطلوب ديگري است كه با اجراي تعهد نيز به دست نمي آيد و با اشكال جمع اصل و بدل روبه رو نمي شود.

تعیین ضرورت برای تغییر کاربری باغ‌ها و زمین‌های کشاورزی

ملک تصرف شده



:: بازدید از این مطلب : 441
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : جمعه 08 آذر 1398 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : kiandad

تعدیل اقساط مهریه


به گفته وکیل طلاق یکی از دعاوی رایج در دادگاه های خانواده، موضوع درخواست تعدیل اقساط مهریه و کاهش اقساط مهریه است. در وضعیت اقتصادی کنونی و رو به افزایش بودن هر روزه قیمت سکه باعث شده دادخواست تعدیل اقساط مهریه در مدت اخیر به شدت افزایش یابد و با توجه به این شرایط اغلب با تعدیل اقساط مهریه در دادگاه موافقت می گردد.

زوجه پس از عقد نکاح به عنوان مالک مهریه شناخته می شود، و می تواند در هر زمانی پس از عقد نسبت به دریافت مهریه خود اقدام نماید. این در حالی است که ممکن است مرد توانایی پرداخت مهریه را نداشته باشد، لذا ناگزیر به تقدیم دادخواست اعسار گردد.

در صورت تغییر وضعیت مالی زوج و افزایش بی رویه سکه پس از صدور حکم اعسار، هر کدام از طرفین دعوی می‌توانند با ارائه دلیل و اثبات وضعیت مالی جدید معسر، از دادگاه درخواست کنند که اقساط مقرر را حسب مورد افزایش یا کاهش دهد. به این منظور، باید دادخواستی به خواسته «تعدیل اقساط مهریه» به دادگاه صادرکننده حکم تقدیم کنید.

زمان تقدیم دادخواست تعدیل اقساط مهریه

بنابراین مطابق با تبصره ۲ماده ۱۱ قانون نحوه اجرای محکومیت های مالی امکان تقدیم دادخواست تعدیل اقساط مهریه برای محکوم علیه و محکوم له وجود دارد. درصورتی که مرد توان مالی پیدا کند ( مثلاً ارث به او برسد ) یا قیمت سکه افت محسوسی داشته باشد زن می تواند دادخواست تعدیل افزایش سکه بدهد

دراینصورت، زوجه میتواند با معرفی اموال قابل توقیف مهریه خود را یکجا یا با اقساط بیشتری دریافت کند و یا اگر مرد اوضاع مالی اش رو به کاهش برود یا زوج دچار نقصان یا بیماری گردد و تا مدتی قادر به انجام کار نباشد می تواند دادخواست ( کاهش اقساط مهریه ) را بدهد.

تبصره۲ ” هر یک از محکوم‌ٌله یا محکومٌ‌علیه می‌توانند با تقدیم دادخواست، تعدیل اقساط را از دادگاه بخواهند. دادگاه با عنایت به نرخ تورم براساس اعلام مراجع رسمی قانونی کشور یا تغییر در وضعیت معیشت و درآمد محکومٌ‌علیه نسبت به تعدیل میزان اقساط اقدام می‌کند.”

شرایط تعدیل اقساط مهریه


۱ – دادنامه صادره قطعی شده باشد.

۲ – حداقل چند ماهی از قطعیت دادنامه سپری شده باشد.

۳ – وضعیت اقتصادی و تورم سیر صعودی داشته باشد یا اینکه برای خواهان وضعیت اقتصادی و مالی جدید بوجود آمده باشد.

با توجه به مطالب فوق، جهت طرح دعوی تعدیل اقساط مهریه باید دادنامه قطعی مبنی بر محکومیت به پرداخت مهریه، دادنامه قطعی اعسار از پرداخت مهریه و هر دلیل و مدارکی که می تواند توجیه کننده دادگاه جهت تعدیل اقساط مهریه باشد ضمیمه دادخواست گردد.

مرجع صالح بری رسیدگی به تعدیل اقساط مهریه

دادخواست تعدیل اقساط مهریه در دادگاهی مطرح می شود که هم خواسته اصلی ( مطالبه مهریه ) در آن مطرح و رسیدگی شده و هم دادنامه اعسار از پرداخت مهریه را صادر نموده است.

نحوه طرح دعوی تعدیل اقساط مهریه

دادخواست تعدیل اقساط مهریه از طریق دفاتر خدمات قضایی ثبت می شود. به دادخواست تعدیل اقساط باید استشهادیه نیز ضمیمه گردد. این استشهادیه توسط چهار نفر شاهد و گواه آگاه به احوال اقتصادی و معیشتی خواهان تعدیل اقساط مهریه، تهیه می شود. اگر در وضعیت درآمدی خواهان تغییری بوجود آمده، فیش حقوقی یا ضمیمه کردن قرارداد اجاره و موارد دیگری که موجب اثبات وضعیت جدید مالی خواهان می باشد پیوست خواهد شد.

پس از ثبت و ارجاع و تعیین شعبه، تعیین وقت صورت می گیرد و وقت رسیدگی به طرفین ابلاغ می گردد. در جلسه رسیدگی طرفین دعوی باید با ارائه مدارک خود و شهود خود خواسته خود را از دادگاه بخواهند. شهود نباید از بستگان درجه یک خواهان باشند در ضمن باید از میزان محکوم به و میزان درآمدی خواهان اطلاع داشته باشند.

پس از تمام این مراحل و اتمام جلسه رسیدگی رای صادر می گردد و به طرفین ابلاغ می شود. البته این رای قابل تجدید نظر خواهی است و طرفین حق دارند نسبت به این رای اعتراض نمایند پس از انقضای مدت تجدید نظر خواهی، دادنامه به طرفین ابلاغ می شود.

دادنامه تعدیل اقساط مهریه به قسمت اجرای احکام شعبه صادرکننده ی رای ارجاع می شود و اجرای حکم مطابق دادنامه به اجرا در می آید. این حالت چنانچه پرداخت اقساط مهریه با تاخیر یا عدم پرداخت مواجه شود زوجه می تواند با عنایت به ماده ۲ نحوه اجرای محکومیت های مالی با مراجعه به اجرای احکام حکم جلب مرد را بگیرد تا مهریه را وصول نماید.


متن بخشنامه رییس قوه قضاییه در خصوص مهریه

رؤسای کل دادگستری استان های سراسر کشور

نظر به برخی گزارش‌های واصله تعدادی از محکومین تأدیه مهریه بر اساس تعداد سکه طلای تعیین شده به علت افزایش غیر متعارف قیمت آن توان پرداخت را نداشته و به همین جهت در اجرای قانون نحوه اجرای محکومیت‌های مالی به زندان معرفی می‌شوند.

بدین وسیله مقرر می‌دارد؛ ترتیبی اتخاذ گردد تا دادگاه‌ها به صورت خارج از نوبت و بدون تعیین وقت رسیدگی نسبت به درخواست تعدیل که از سوی زوج تقدیم می‌گردد رسیدگی و مهلت‌های تأدیه سکه را متناسب با وضعیت مالی محکومٌ‌‌علیه افزایش داده تا بدین ترتیب از زندانی شدن آنان جلوگیری به عمل آید.
ضمناً آمار پرونده‌های موضوع این بخشنامه به صورت فصلی به حوزه معاون اول گزارش شود. مسئولیت اجرای این بخشنامه به عهده رئیس کل دادگستری استان می‌باشد.  رئیس قوه قضائیه ـ صادق آملی لاریجانی (۲۴/۷/۱۳۹۷)

چه زمانی باید نسبت به طرح دعوی تعدیل مهریه اقدام نماییم ؟

دعوای تعدیل تقسیط مهریه را زمانی می توان مطرح کرد که مهریه قبلا برابر حکم صادره از دادگاه تقسیط شده و حتی مقداری از این اقساط نیز پرداخت شده باشد. فرض کنید، زوجه دادخواستی به طرفیت همسر خود به خواسته مطالبه مهریه به تعداد چهارصد عدد سکه طلا تمام بهار آزادی تقدیم دادگاه صالح نماید،

دادگاه پس از رسیدگی زوج را محکوم به پرداخت مهریه در حق زوجه صادر کرده که متعاقب آن زوج به علت عدم توانایی مالی جهت پرداخت یک جای محکوم به اقدام به تقدیم دادخواستی به خواسته اعسار از پرداخت مهریه می نماید.

با فرض اینکه دعوی اعسار زوج مورد پذیرش دادگاه واقع شود؛ دادگاه در ضمن حکم اعسار در خصوص شرایط پرداخت مهریه به نحو اقساط تعیین و تکلیف خواهد کرد. در حقیقت دادگاه ضمن پذیرش اعسار زوج از پرداخت یکجای مهریه، وی را مکلف می نماید به جای پرداخت یک جای محکوم به؛ مهریه را به صورت اقساط در حق زوجه پرداخت نماید.

پس از طی مراحل فوق چنانچه با گذشت زمان شرایط پرداخت اقساط مهریه دچار تغییر و تحول گردد، مثلاً شرایط اقتصادی جامعه به گونه ای باشد که سکه نسبت به گذشته با افزایش قیمت یا افت فاحش قیمت مواجه شود یا تغییراتی در وضعیت مالی زوج پدید آید می توان، در خصوص طرح دعوی تعدیل اقساط مهریه اقدام نمود.
آیا زوجه می تواند نسبت به طرح دعوی تعدیل اقدام نماید ؟

زوجه هم میتواند دادخواست تعدیل در تقسیط مهریه را بدهد. این در صورتی است که بتواند توانایی مالی زوج را ثابت کند مانند اینکه زوج پس از حکم اعسار صاحب ارث شود و یا حقوق ماهیانه اش افزایش پیدا کند. در این مورد زوجه پس از اطلاع از تغییر در وضعیت زندگی و یا درآمد زوج میتواند این دادخواست را به دادگاه صادر کننده رای اعسار تقدیم نماید.

بنابراین، دعوی تعدیل اقساط مهریه می تواند از جانب هر یک از زوج یا زوجه مطرح گردد. بنابراین  زوجه نیز حق دارد در صورتی که ثابت نماید وضع اقتصادی شوهر بهتر شده است و یا سکه نسبت به زمان صدور حکم کاهش محسوس داشته است، تقاضای افزایش اقساط مهریه کند.

چه زمانی برای دادخواست تعدیل مهریه به وکیل مراجعه کنیم ؟

اگر شما فرصت و زمان کافی برای طرح دعوی ندارید یا در صورتی که از قوانین و تغییرات انها اطلاع کافی ندارید، میتوانید قبل از طرح دعوی با وکیل خانواده مشورت نمایید تا ضمن قرار گرفتن در مسیر صحیح از اتلاف وقت و هزینه خود جلوگیری نمایید. تنظیم دادخواست و ارائه ادله مربوط به اثبات هر دعوی امری تخصصی می باشد که وکلای دادگستری با کسب آموزش های تئوری و عملی در انجام این مهم از متخصصین به حساب می آیند.

آیا جهیزیه دختر خمس (یک‌پنجم) دارد؟

وکیل خانواده



:: بازدید از این مطلب : 448
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : جمعه 08 آذر 1398 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : kiandad

مطالبه ثمن قرارداد چگونه است ؟

مطالبه ثمن قرارداد


 نوشته پیش رو  توسط وکیل ملکی در خصوص مطالبه ثمن قرارداد برای ٖآشنایی شما عزیزان تنظیم گردیده است. مطالبه ثمن قرارداد یکی از دعاوی شایع در دادگاه است. درخصوص مرجع صالح برای رسیدگی مطالبه ثمن قرارداد باید گفت دادگاه حقوقی محل اقامت خوانده یا در محل انعقاد قرارداد او یا محل انجام تعهد، صالح به رسیدگی به دعوای مطالبه ثمن معامله می باشد.


دعوی مطالبه ثمن قرارداد، زمانی مطرح می‌شود، که خریدار، بر خلاف وعده در قرارداد فروش، از انجام تعهدات خود، مبنی بر پرداخت ثمن معامله، خودداری نموده و حاضر به پرداخت دین خود به فرشنده نیست.

هنگامی که ملکی به فروش می رسد، توافقی بابت پرداخت ثمن و هم چنین تحویل ملک، مابین فروشنده و خریدار حاصل می شود. بنابراین شروطی که برای پرداخت ثمن، بین دو طرف مقرر شده است باید رعایت شود. حال اگر خریدار، ثمن را بر حسب قرارداد فی مابین به فروشنده پرداخت نکند، فروشنده میتواند دادخواست مطالبه ثمن قرارداد را مطرح کند.

مطابق ماده ۳۹۵ قانون مدنی اگر مشتری ثمن را در موعد مقرر تأدیه نکند بایع حق خواهد داشت که بر طبق مقررات راجع به خیار تاخیر ثمن، معامله را فسخ یا از حاکم اجبار مشتری به تأدیه ثمن را بخواهد. دعوی مطالبه ثمن قرارداد از جمله دعاوی مالی بوده است و نیازمند پرداخت هزینه دادرسی به نسبت مبلغ خواسته می باشد.

ثمن معامله چیست ؟

در معامله بیع، متعاملین خریدار و فروشنده هستند که فروشنده طبق عقد مالی را به خریدار می فروشد و خریدار در ازای آن مال به فروشنده مبلغی را پرداخت می کند که به آن ثمن گویند. به عبارت دیگر ثمن بها موضوع معامله است. در اصطلاح حقوقی به قیمت و مبلغ تعیین شده در معامله ثمن قرارداد اطلاق می شود.
مرجع صالح برای رسیدگی به مطالبه ثمن قرارداد

در دعوی مطالبه ثمن قرارداد از آن جایی که موضوع خواسته دین است، مطابق ماده ۱۳ آیین دادرسی مدنی خواهان میتواند، یا در دادگاهی که محل اقامت خوانده است، یا در محل انعقاد قرارداد او یا محل انجام تعهد، طرح دعوی نماید.

جهت طرح دعوای مطالبه ثمن قرارداد ، باید به دفاتر خدمات الکترونیک قضایی مراجعه نموده و دفتر مذکور پرونده را پس از تکمیل و دریافت هزینه دادرسی معادل دعاوی مالی، بر اساس تعرفه اعلامی به دادگاه صالح ارسال می نماید.

نحوه ی اجرای رأی مطالبه ثمن قرارداد

در دعوی مطالبه ثمن قرارداد، پس از صدور رأی قطعی به درخواست خواهان اجرائیه صادر میشود و خوانده مکلف است ظرف ۱۰ روز مفاد آن را به موقع اجرا گذارد یا ترتیبی را به اجرای احکام معرفی نماید. چنانچه خواهان اموالی از خوانده در دسترس نداشته باشد می تواند با درخواست از دادورز اجرای احکام، از طریق استعلام از بانک مرکزی، اداره ثبت اسناد و املاک، راهور اموال خوانده را شناسایی و توقیف نماید.

پس از ارزش گذاری اموال توقیف شده توسظ کارشناس رسمی دادگستری، مال توقیف شده به فروش می رسد و مبلغ محکومیت از آن پرداخت میشود و اگر خواهان هیچ اموالی از محکوم علیه معرفی نکند و یا از طریق استعلام هیچ اموالی در دسترس نباشد، می تواند به استناد ماده ۳ قانون نحوه اجرای محکومیت های مالی، درخواست جلب محکوم علیه را نماید.

زمان و مکان پرداخت ثمن قراردادی

ممکن است طرفین قرارداد برای پرداخت ثمن معامله زمان یا مکان خاصی را در نظر بگیرند و در این صورت پرداخت ثمن باید طبق توافق طرفین انجام شود، ولی اگر طرفین توافق نکردند ثمن قرارداد باید در زمان وقوع بیع فوراَ پرداخت شود.

موارد اقامه دعوی در مطالبه ثمن قرارداد


۱ – عقد بیع از طرف یکی از طرفین دعوی به استناد خیارات مندرج در عقد فسخ شود، مانند خیار شرط، خیار عیب و غیره.

۲ – طرفین قرارداد تصمیم بگیرند قرارداد را اقاله نمایند، یعنی هر دو طرف معامله قصد بر هم زدن معامله را داشته باشند.

۳-در جایی که مورد معامله مستحق الغیر درآید، یعنی مورد معامله متعلق به شخصی غیر از فروشنده باشد. در این شرایط مورد معامله به مالک اصلی آن پس داده می شود و خریدار میتواند نسبت به مطالبه ثمن قرداد اقدام نماید و ثمن خود را از فروشنده مطالبه نماید.

ابطال معامله و مطالبه ثمن قرارداد به نرخ روز

در صورتی که معامله انجام شده به واسطه تخلف فروشنده باطل باشد و این امر با اطلاع واگاهی خریدار نباشد، خریدارمی تواند پس از ابطال معامله به فروشنده مراجعه و مطالبه ثمن معامله رابخواهد. اما ممکن است معامله سالها پیش واقع شده باشد و یا پس از انجام معامله در اثر نواسانات بازار، ارزش پول یا ثمن معامله کاهش زیادی پیدا نموده باشد. در این صورت خریدار می تواند استرداد ثمن معامله به نرخ روز را از طریق دادگاه مطالبه نماید.

درخواست صدور تأمین خواسته در مطالبه ثمن قراداد

قرار تأمین خواسته به این معناست که خواهان، از دادگاه درخواست می کند تا طی صدور قرار تأمین خواسته، تا پایان رسیدگی با توجه به احتمال انتقال اموال توسط خوانده و عدم دسترسی به اموال وی، در صورت صدور حکم محکومیت، نسبت به توقیف اموال منقول و غیرمنقول خوانده اقدام نماید. در صورت تشخیص دادگاه، با اخذ خسارت احتمالی، قرار تأمین خواسته و توقیف اموال منقول و غیر منقول خوانده به میزان مطالبه خواهان، از اموال خوانده را صادر و اجرا می نماید.

نکات مهم در خصوص مطالبه ثمن قرارداد

۱ – اگر شخص ثالثی پرداخت ثمن را ضمانت کرده باشد، فروشنده حق مراجع به خریدار بابت ثمن را ندارد، صرفاَ می تواند از ضامن مطالبه وجه کند. مگر آنکه شرط شده باشد که مسئولیت خریدار و ضامن به صورت تضامنی است که در این حالت فروشنده می تواند به طور همزمان به خریدار و ضامن مراجعه کند.

۲ – اگر مبلغ ثمن، وجه نقد از نوع وجه رایج باشد، خواهان می تواند ضمن دادخواست،خسارت تأخیر تادیه ثمن را نیز مطالبه کند، البته اگر در قرارداد وجه التزامی جهت تأخیر خریدار از پرداخت ثمن در نظر گرفته شده باشد نمی توان خسارت تأخیر تادیه را مطالبه کند.

۳ – اگر در قرارداد برای پرداخت ثمن، مهلتی تعیین نشده باشد، اصل بر این است که خریدار باید ثمن را فوراَ پرداخت کند، مگر اینکه عرف معاملات ترتیب دیگری را پیش بینی کرده باشد.

۴ – دادخواست مطالبه ثمن معامله از جمله دادخواست‌های مالی بوده و نیازمند هزینه دادرسی به میزان سه و نیم درصد مبلغ خواسته برای مبالغ بالای ۲۰ میلیون تومان و دو و نیم درصد مبلغ خواسته برای مبالغ زیر ۲۰ میلیون تومان است.

وکیل ملکی قراردادها



:: بازدید از این مطلب : 443
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 05 آذر 1398 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : kiandad

طلاق به دلیل نازایی مرد چگونه امکانپذیر است ؟

طلاق به دلیل نازایی مرد

نوشته پیش رو توسط وکیل خانواده در خصوص طلاق به دلیل نازایی مرد یا طلاق زن به دلیل ناباوری مرد یا حق طلاق زن به دلیل عقیم بودن مرد برای آشنایی شما عزیزان تنظیم گردیده است. قبل از ورود به موضوع طلاق به دلیل نازایی مرد، ناباروری و عقیم بودن زوج به این معنی است که اگر زن و شوهرینج سال بعد از ازدواج، بدون استفاده از روش‌های جلوگیری از بارداری و داشتن رابطه جنسی صاحب فرزندی نشوند، به معنای عقیم بودن و ناباروری می‌باشد.

طلاق به دلیل نازایی مرد

یکی از شایع ترین علت های طلاق در جامعه همین موضوع طلاق به دلیل نازایی مرد است. در قانون حمایت از خانواده و در بند ۱۰ شرایط مذکور در عقدنامه های ازدواج دائم در عقدنامه به عنوان یکی از مواردی که زن حق طلاق و اعمال وکالت در طلاق را دارد، مبحث طلاق به دلیل نازایی مرد است. در صورتی که زنی پس از گذشت ۵ سال از شوهر خود به جهت عقیم بودن یا عوارض جسمی دیگر صاحب فرزند نشود زن می تواند طلاق به دلیل نازایی را در دادگاه مطرح کند.

در صورتی که تزریق اسپرم به درون تخمک و یا بارور کردن تخمک و کاشت درون رحم امکان معالجه عقیم بودن مرد را فراهم نماید ولی زوجه از انجام اعمال مذکور استنکاف ورزد باز هم زن حق طلاق دارد، زیرا نمی‌توان به دلیل عیبی که در شخص دیگری وجود دارد، الزام زن به انجام عمل پزشکی را خواستار شد. بنابراین، حق طلاق زن به دلیل عقیم بودن مرد به قوت خود باقیست و معالجه عقیم بودن مرد نفی کننده این حق مکتسبه نیست.

سوالی که مطرح می شود در صورت بچه دار نشدن زوج، از طریق طبیعی و معمول به زن امکان طلاق می دهد یا پس از طی مراحل درمان و استفاده از روش های باروری غیر طبیعی و بچه دار نشدن زوج، امکان طلاق وجود دارد ؟ قانون در این خصوص ساکت است و بین قضات دادگاهها هم اختلاف نظر است ولی، اکثریت قضات صرف بچه دار نشدن زوج از طریق طبیعی پس از مدت ۵ سال را برای طلاق زوجه کافی می دانند.

فسخ نکاح به دلیل عقیم بودن مرد

موارد فسخ نکاح به دلیل عیوب مرد در قانون مدنی بر شمرده است. عقیم بودن و ناباروری مرد، دلیلی برای فسخ نکاح نیست. اما اگر دلیل عقیم بودن مرد، کوتاه بودن آلت تناسلی و یا اخته بودن مرد باشد و مرد امکان برقراری رابطه جنسی به این دلایل و عیوب را نداشته باشد، مورد از موارد فسخ نکاح می‌باشد و می‌توان دادخواست فسخ نکاح مطرح نمود.
حقوق مالی زن در طلاق به دلیل عقیم بودن مرد

مردی که پس از ۵ سال به جهت عقیم بودن یا عوارض جسمی دیگر صاحب فرزند نشود، در اینصورت زوجه می تواند طلاق بگیرد و تمامی حقوق مالی زن در مواردی که درخواست طلاق جهت احراز شرایط اعمال وکالت در طلاق به دادگاه خانواده ارائه ارائه میشود به قوت خود باقی است.

مراحل رسیدگی به پرونده طلاق به دلیل نازایی مرد

در صورتی که زوجه یا وکیل وی، به دلیل عقیم بودن مرد دادخواست الزام زوج به طلاق و یا احراز شرایط اعمال وکالت در طلاق به دلیل نازایی مرد را به دادگاه خانواده ارائه می نمایند، باید توجه داشته باشند که حتما لازم است قبل از طرح دعوا از این موضوع اطمینان حاصل نموده و مدارک لازم را پیوست دادخواست به دادگاه ارائه نمایند.

معمولا دادگاه های خانواده در این گونه موارد، پرونده را جهت تشخیص عقیم بودن و ناباروری مرد به پزشکی قانونی ارجاع می‌کنند و پس از وصول نظریه پزشکی قانونی و تایید عقیم بودن مرد، حکم الزام مرد به طلاق صادر می‌شود.

مشکلات جنسی را میتوان به دو دسته مهم تقسیم بندی نمود :

دسته ی اول : پاره ای از این مشکلات مربوط به ناکارآیی یا ضعف در دستگاه جنسی یا سایر اندام های بدن است، مانند ناتوانی جنسی و آمیزشی ، بیماری های مقاربتی، مسری و صعب العلاج که در روابط جنسی تأثیر می گذارند.

دسته ی دوم : مشکلات جنسی ارتباط مستقیم با ارگانیسم بدن ندارند، بلکه ناشی از علل و عوامل روحی و روانی در مرد است.

درحقوق ایران بیماری های دسته ی اول میتوانند سبب حق فسخ نکاح برای طرف مقابل گردند. ولی بعضی از اختلالاتی هم که در دسته ی اول قرار دارند مانند نازایی، بیماری های مقاربتی و سایر اختلالات دسته اول حق طلاق را برای زوجین ایجاد میکنند.


اختلالات جنسی که حق فسخ نکاح را برای زوجه ایجاد مینماید عبارتند از :


۱ ) عنن ۲ ) حضاء  ۳ ) جبّ

بنابراین، عیوب ویژه زوج (عنن ، حضاء ، جب) برای زوجه حق فسخ نکاح ایجاد میکند و سایر بیماری های جنسی مانند نازایی ، ایدز، مقاربتی، انزال زودرس . طبق بند ۴ و بند ۵ ماده ۱۱۳۰ قانون مدنی به دلیل عسر و حرج برای زوجه ایجاد حق طلاق مینماید، بنابراین تمامی بیماری های نقایصی و عوارض جنسی که درمان آن دشوار است و موجب عسر و حرج زن میگردد، می تواند حق طلاق به دلیل نازایی مرد را برای زوجه ایجاد کند.

وکیل طلاق در تهران



:: بازدید از این مطلب : 440
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 05 آذر 1398 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : kiandad

پیامدهای تعیین کیفر در جرائم مواد مخدر بر پایه کمیت مواد در نظام تقنینی ایران و ایالات متحده آمریکا

در نظام­های تقنینی ایران و ایالات متحده آمریکا برای تعیین طول مدت حبس در جرائم مواد مخدر از معیار شدت جرم استفاده می­شود. شدت جرم نیز براساس میزان آسیب ناشی از مواد به جامعه محاسبه می­شود. بر این اساس، هرچه قدر میزان مواد نگهداری­شده بیش‌تر باشد، کیفرهای شدیدتری برای بزهکاران تعیین خواهد شد. در این پژوهش تلاش شد تا با تحلیل محتوای قوانین کیفری ناظر بر جرائم مواد مخدر در ایران و ایالات متحده آمریکا، مسئله میزان مواد در تعیین کیفر این جرائم بررسی شود. بررسی مطالعات موجود بیانگر آن است که تأکید بیش از اندازه بر معیار میزان مواد موجب عدم توجه به معیار تقصیر یا سرزنش­پذیری به‌عنوان یکی دیگر از معیارهای تعیین شدت کیفر می­گردد. در واقع، برخی توزیع­کنندگان اصلی مواد مخدر با اتکا بر این معیار از مجازات رهایی می­یابند. در مقابل، بزهکاران سطح پایین مواد مخدر به دلیل نگهداری مواد بیش­تر کیفرهای شدیدتری را دریافت می­کنند. به طور خاص، حاملان و خرده­فروش­های مصرف­کننده که بنا بر دلایلی مانند فقر یا نیاز به تأمین مواد، مواد مخدر را می­فروشند یا نگه می­دارند، مشمول مجازات­هایی می­شوند که متناسب با سطح تقصیر آنان نیست. در نهایت، تغییر رویکردهای سختگیرانه و تأکید بر تقصیر بزهکاران در تعیین میزان کیفر ضروری شناخته شده است.

خلاصه ماشینی:

"در نظام تقنینی ایران ، قانونگذار کسانی که از اشخاص دیگر برای ارتکاب این جرائم استفاده میکنند و به طور کلی رهبری گروه ها و همچنین استفاده کنندگان از سلاح را سرزنش پذیرتر از سایرین دانسته و به همین جهت کیفر شدیدتری برای آنان (در مقایسه با سایر بزهکاران ) در ماده ١٨ قانون اصلاح قانون مبارزه با مواد مخدر مصوب ١٣٧٦ (با اصلاحات ١٣٨٩) در نظر گرفته است . در نهایت ، انباشت بسیار زیاد بزهکاران سطح پایین در زندان ها و ضرورت چاره اندیشی مناسب ، هم برای واکنش شایسته و متناسب در برابر آنان و هم برای کاهش هزینه های نظام عدالت کیفری، اعضای کنگره را بر آن داشت تا با ارائه لایحه ای با عنوان قانون تعیین کیفر هوشمند١در سال ٢٠١٤، میزان مجازات اجباری معین را در جرائم مواد مخدر کاهش دهند؛ به این صورت که حبس های ٢٠، ١٠، ٥ سال که از سال ١٩٨٦ تاکنون وجود داشت ، به ترتیب به ١٠، ٥، و ٢ سال کاهش یابد. سرزنش پذیرتر دانستن خرده فروشان مصرف کننده نسبت به سایر خرده فروشان بازگشت ١به مسئله بینش سودجویانه بزهکاران مواد مخدر و سنجش وجود آن در میان توزیع کنندگان مواد بر پایه پژوهش های جرم شناسی، موضوعاتی را در این حوزه آشکار میسازد که تأملاتی جدی بر تعیین مجازات بر مبنای میزان مواد می طلبد.

وکیل متخصص مواد مخدر



:: بازدید از این مطلب : 339
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 05 آذر 1398 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : kiandad

طلاق توافقی چیست؟

طلاق ( چه طلاق توافقی و چه طلاق های دیگر ) از منفورترین حلال هایی است که خداوند بارها عنوان کرده است و احادیث زیادی درباره آن و به لرزه درآمدن عرش الهی گفته شده است. کمتر واژه‌ای را می‌توان به تلخی و تندی طلاق توافقی یافت که حکایت از دردها ، غم‌ها و جدایی انسان‌ها باشد.

این کلمه نشانگر یک زندگی طوفانی و نا امن برای کودکان است که گاهی ضربات واقعاً سختی به آن‌ها وارد می کند و منجر به بیماری های روحی و روانی و یا منجر به مشکلات اخلاقی و تربیتی می‌شوند. اما با این وجود گاهی راه گریزی از آن نیست و زوج ها مجبور به طلاق توافقی می شوند.

اگر دارای فرزند هستید حتماً سعی کنید جلوی کودکتان دعوا و جدل نکنید تا آسیب کمتری به آن‌ها برسد. بهترین نوع طلاق طلاق توافقی است زیرا از جدل و هیاهوی کمتری برخوردار است و به سلامت هر چه بیشتر کودک در آن دوران سخت کمک می‌کند و چون همه چیز قبل از مراجعه به دادگاه مشخص شده است همه چیز بسیار سریع‌تر انجام می‌پذیرد

طلاق توافقی بدین صورت انجام می‌گیرد که زوجین بعد از اینکه به این نتیجه رسیدن که دیگر نمی‌توانند باهم زندگی کنند و به صلاح نیست، دادخواستی مشترک که به امضا دو طرف رسیده باشد تنظیم می‌کنند، با قید طلاق توافقی در ستون تعیین خواسته  از دادگاه تقاضای صدور گواهی عدم سازش می‌کنند. می‌توانید برای درست تنظیم کردن دادخواست که مطلب نمونه دادخواست طلاق توافقی در همین سایت مراجعه کنید.

 بعد از مراجعه به دادگاه و تقدیم دادخواست، دادگاه از شما می‌خواهد تا هر دو داوری از میان بستگانتان انتخاب کنید و اگر داوری به دادگاه معرفی نکنید، قاضی برای شما داور انتخاب می‌کند. این داوران با شما مذاکره می‌کنند و سعی در حل مشکل و ایجاد مصالحه بین شما می‌کنند و اگر داوران به نتیجه نرسند گزارش خود را به دادگاه تقدیم می‌کنند و در اینجاست که دادگاه حکم عدم سازش را صادر می‌کند.

توجه کنید که باید بر سر تمامی موضوعات از جمله مهریه، در صورت داشتن فرزند حضانت فرزند، نفقه ، جهیزیه و دیگر حق و حقوق به توافق برسید در غیر این صورت روال دادگاه طولانی‌تر می‌شود ضمن اینکه دادگاه برای آن ها تصمیم‌گیری خواهد کرد. در هنگام مراجعه به دادگاه مدارک لازم یعنی شناسنامه، کارت ملی و سند ازدواج را به همراه داشته باشید.

نحوه جدید تحویل دادخواست طلاق توافقی

شرایط جدید طلاق توافقی که در قانون جدید حمایت از خانواده مصوب ۱۳۹۱ مجلس شورای اسلامی، با توجه به ازدیاد شدید دادخواست‌های طلاق توافقی در کشور در سال‌های اخیر و راحتی شرایط انجام طلاق توافقی، و همچنین سوءاستفاده بعضی از افراد  و موسسه‌های حقوقی از انجام طلاق توافقی بدون حضور زن و شوهر، قانون‌گذار را بر آن داشت تا محدودیت‌هایی در جهت درخواست طلاق توافقی به تصویب برساند.

به این صورت که پس از مراجعه زوجین یا وکیل زوجین جهت ثبت دادخواست طلاق توافقی در دفاتر خدمات الکترونیک قضایی، ابتدا مشخصات طرفین درج شده و پس از صدور کد رهگیری، معرفی‌نامه‌ای به آن‌ها داده می‌شود جهت مراجعه به مراکز مشاوره خانواده، پس از مراجعه خانوم و آقا به مراکز مشاوره خانواده و ارائه گواهی مربوط به انجام مشاوره، دادخواست طلاق توافقی ثبت شده و به دادگاه خانواده ارسال می‌شود.

درخواست طلاق توافقی از طرف زن

اگر زن بخواهد اقدام به طلاق توافقی کند باید یکی از شروط دوازده‌گانه که به آن خواهیم پرداخت را داشته باشد و اگر بخواهد طلاق توافقی بگیرد باید از همسر وکالت داشته باشد.

  •     اگر شوهر به مدت شش ماه نفقه زن را پرداخت نکند.
  •     اگر زن بتواند سوء رفتار شوهرش را اثبات کند.
  •     اگر مرد بیماری خطرناکی که قابل درمان نباشد داشته باشد.
  •     اگر مرد دیوانه باشد و امکان فسخ وجود نداشته باشد.
  •     مرد به کاری اشتغال داشته باشد که مخالف آبروی زن باشد.
  •     محکوم شدن مرد به مجازات ۵ سال حبس و یا بیشتر.
  •     اعتیاد به مواد مخدر و یا مشروبات الکلی که به زندگی آسیب وارد شود.
  •     غیبت و ترک زندگی از طرف مرد به مدت شش ماه پشت هم.
  •     محکومیت مرد به هر جرم و مجازات تعزیری و حدی.
  •     بچه‌دار نشدن مرد بعد از گذشت پنج سال.
  •     مفقودالاثر شدن مرد بعد از شش ماه از مراجعه زن به دادگاه.
  •     ازدواج مجدد مرد بدون اجازه همسر خود.

یکی از سخترین پرونده‌ها در خصوص طلاق و طلاق توافقی ، طلاق توافقی از طرف زن است که البته گروه وکلای تهران راهنمایی‌های بسیار مناسبی بسته به شرایط شما ارائه خواهد کرد که جهت اطلاع و رفع مشکلات سر راهتان می‌توانید رایگان از مشاوره تلفنی استفاده کنید.

ضمن موارد بالا موارد عسر و حرج هم هستند که در صورت داشتن می‌توانید اقدام به طلاق کنید.

  •     شوهر زندگی زناشویی را به مدت ۶ ماه متوالی یا ۹ ماه متناوب در طول یک سال بدون عذر موجه ترک کرده باشد.
  •     اعتیاد شوهر به مواد مخدر یا الکل طوری که ادامه زندگی زناشویی را برای زن دشوار کند.
  •     اگر شوهر به حبس برای مدت پنج سال یا بیشتر محکوم شده باشد.
  •     بد رفتاری و ضرب و شتم که ادامه زندگی را برای زوجه غیر ممکن کند.
  •     ابتلای شوهر به بیماری روانی یا بیماری‌هایی که درمان آن دشوار است.
  •     اگر مرد بدون اجازه همسر اولش مجدد ازدواج کند.
  •     اگر مرد توانایی بچه‌دار شدن نداشته باشد.

رجوع کردن بعد از طلاق توافقی

رجوع کردن مستلزم این است که طلاق از نوع رجعی باشد و یا اینکه زن دوشیزه و یا یائسه نباشد پس در نتیجه طلاق توافقی که از نوع خلعی است قابل رجوع نیست مگر این که خانم خواهان بخشی از مهریه که برای طلاق توافقی بخشیده است شود در این صورت طلاق توافقی به نوع رجعی تغیر پیدا می‌کند و مرد هم می تواند تا زمان عده رجوع کند.

پس از رجوع حتماً به دفتر ثبت ازدواج مراجعه کنید تا ازدواجتان دوباره ثبت گردد. این موضوع را هم در نظر بگیرید که اگر زمان عده بگذرد خانوم نمی تواند به مهریه ای که در طلاق توافقی بخشیده است مراجه کند در نتیجه مرد هم نمی تواند به او رجوع کند.

حضانت فرزند بعد از طلاق توافقی

در طلاق توافقی حضانت فرزند را هم همچون دیگر موارد باید کاملاً مشخص کنید، اگر در خصوص حضانت به توافق نرسید و یا توافق زوجین به مصلحت فرزند نباشد دادگاه مداخله خواهد کرد و در این خصوص تصمیم‌گیری می‌کند.

معافیت سربازی فرزند با استفاده از کفالت بعد از طلاق توافقی

با توجه به توضیحاتی که در قسمت (نحوه جدید تحویل دادخواست طلاق توافقی ) به آن اشاره شد، خانواده هایی که فرزند پسر آن‌ها در سن سربازی و مشمولیت قانون نظام وظیفه قرار می گرفت با سوءاستفاده از قانون نظام وظیفه و ادعای کفالت مادر، پس از طلاق توافقی، درخواست معافیت کفالت می‌نمودند که این موضوع نیز با هوشیاری قانون‌گذار، با بن بست مواجه شد.

بر اساس قانون جدید نظام وظیفه، شخصی که با ادعای کفالت، درخواست معافیت از سربازی می نماید، لازم است که اول طلاق والدین یک طرفه باشد و درخواست طلاق از طرف پدر یا مادر تقدیم دادگاه شده باشد نه اینکه طلاق توافقی باشد و دوم این که از زمان اجرای صیغه طلاق سه سال گذشته باشد و رجوع یا ازدواج دیگری برای مادر ثبت نشده باشد. در این صورت فرزند می تواند ادعای کفالت کرده و معاف گردد.

حضور زوجه در دادگاه و محضر

اگر وکیل نگرفته باشید در تمامی جلسات دادگاه باید شرکت کنید البته بعد صدور گواهی عدم سازش و مراجعه به محضر تنها حضور خانوم کفایت می‌کند. اما اگر وکیل گرفته باشید تنهای جلسه جهت مشاوره گرفتن وکیل تنها به دفتر وکیل مراجعه می کنید

اگر در ایران نباشید میتوانی با مراجعه به سفارت کشور عزیزمان در آن کشور و یا حافظ منافع ایران در کشور مربوطه مراجعه کنید و وکالت در طلاق توافقی را تنظیم و ارسال کنید. قبل از ارسال و مراجعه به سفارت حتماً  تلفنی با گروه وکلای تهران هماهنگی انجام دهید.

وکیل طلاق توافقی

همیشه بهترین کار این است که برای بهتر انجام شدن کارها در هر اموری با افراد کار بلد مشورت کرد و یا حتی کار را به آن ها سپرد که به بهترین شکل ممکن انجام شود. استفاده از وکیل طلاق توافقی هم از این امر مستثنا نیست و می‌توانید برای احقاق حق و طلاق توافقی فوری از وکیل طلاق توافقی استفاده کنید.

وکیل خانم یا وکیل آقا

این امر بستگی به نظر شما دارد، فرقی بین آقا یا خانوم بودن وکیل ندارد و تأثیری روی پرونده نمی گذارد توصیه ما به شما گرفتن وکلای با تجربه و با سابقه است که موارد مختلف پرونده را داشته اند و به خوبی می‌توانند از پس گرفتن حق شما برآیند.

در حین طلاق و یا طلاق توافقی ممکن است مسائلی و سوالاتی پیش آید که می‌توانید از مشاوره تلفنی رایگان گروه وکلای تهران استفاده کنید تا دچار مشکل نشوید. گروه وکلای تهران با بیش از ۱۲۰۰ وکیل فعال و با تجربه ، بیش از ۷۳۴۲ پرونده و با رضایت ۹۷ درصدی ارباب رجوع ها آماده ارائه خدمات به شما عزیزان است. البته در ذیل سعی کرده ایم به برخی از این مسائل و سؤالات پاسخ دهیم.

آیا زوج یا زوجه می تواند بعد درخواست طلاق توافقی از نظر خود باز گردد؟

بله، تا قبل از صدور گواهی عدم امکان سازش از سوی دادگاه می‌توانید تغیر نظرتان را به سمع دادگاه برسانید و دادخواست را پس بگیرید البته در صورتی که یکی از طرفین هنوز به طلاق توافقی اسرار داشته باشد قطعاً مسیر طولانی‌تری را باید طی کند.

بعد از صدور حکم دادگاه برای طلاق توافقی چطور، می‌شود تغیر نظر داد؟

اول از همه باید بگوییم که طلاق توافقی از نوع خلعی است، گاهی که از سوی همسر حق طلاق توافقی به زوجه هم داده شده باشد، فقط زن می تواند با آن حکم طلاق توافقی بگیرد حتی اگر شوهر با او به محضر نرود و یا زوجه می تواند نظرش را عوض کند و از طلاق توافقی منصرف شود، در این حالت مرد اگر هنوز بر طلاق توافقی اسرار دارد (در حقیقت بر طلاق اسرار دارد) باید از اول دادخواست طلاق بدهد که این نوع طلاق از نوع رجعی است.

زوجه تا چه مدت فرصت دارد تا برای اجرای صیغه طلاق توافقی اقدام کند؟

اولویت در قوانین همیشه با مصلحت و قوام خانواده است لذا بر همین اساس طبق ماده ی بیست و یک قانون حمایت از خانواده، گواهی عدم سازش دادگاه به مدت سه ماه اعتبار دارد و اگر زوجه در این مدت زمان به محضر مراجعه نکند ، امید به ادامه ی زندگی می رود لذا بعد از سه ماه دیگر نمی توان به محضر مراجعه کرد.

آیا شوهر می‌تواند بعد از طلاق توافقی و یا طلاق از نوع خلع به همسر سابقش رجوع کند؟

بهتر است بدانید که طلاق توافقی خود نوعی طلاق خلع است و در طلاق از نوع خلع تا زمانی که زن به مال البذل یعنی مالی که برای طلاق بخشیده است، رجوع نکرده است مرد هم نمی تواند به او رجوع کند، زمانی که زن به مال البذلش رجوع کند طلاق از نوع خلعی به رجعی تغیر ماهیت می‌دهد که در این صورت مرد هم می تواند به او رجوع کند.

توجه: زوجه تا پایان عده فرصت دارد نظرش از آنچه بذل کرده عوض شود و آن را از شوهر سابقش طلب کند.

    اگر چنانچه رجوع صورت پذیرد آیا زن می‌تواند به همان گواهی سابق دوباره جهت جاری شدن صیغه طلاق به محضر مراجعه کند ؟

جواب این سؤال قطعاً خیر است، اگر مرد به زن رجوع کند یعنی همه چیز به حالت اول بازگشته و اگر دوباره قصد طلاق دارید باید دادخواستی مجدد تنظیم کنید.

    اگر زوج یا زوجه حق ملاقات با فرزند را از خود سلب کند آیا می‌تواند دوباره تقاضای ملاقات دهد؟

بله کسی که این حق را از خود سلب کرده می تواند با تنظیم دادخواستی تقاضای ملاقات با فرزندش را بکند.

    اگر در طلاق حق و حقوقی برای زن در نظر گرفته شده باشد زن می تواند بعد از اجرای حکم اقدام به گرفتن حقوقش بنماید یا خیر؟

توجه داشته باشد که اصل حکم، صیغه طلاق است، یعنی اگر صیغه طلاق اجرا شود بقیه موارد جزوه ملحقات و مندرجات حکم است و لازم‌الاجراست.

اگر نیاز به مشاوره دارید و یا سوالات بیشتری برای شما ایجاد شده گروه وکلای تهران اماده خدمت رسانی است.

وکیل حرفه ای طلاق



:: بازدید از این مطلب : 451
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : دوشنبه 04 آذر 1398 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : kiandad

تبعات حقوقی فرار از صحنه

اگر همه افراد بدانند که بیمه در این گونه موارد از آنها حمایت‌های لازم را به عمل می‌آورد دیگر افراد در مواجهه با تصادف هیچ ترس و واهمه‌‌ای نخواهند داشت. دوم فقدان بیمه فراگیر و همه‌گیر است باید همه افراد جامعه مجبور شوند که وسیله نقلیه خویش را بیمه کنند و کسی حق نداشته باشد، از اتومبیلی که بیمه نیست استفاده کند. مردم باید به خوبی این مسئله را بپذیرند تا رانندگان آرامش خاطر و روان آسوده داشته باشند که در صورت تصادف بیمه خسارات وارده را جبران می‌کند. متاسفانه در این زمینه سخت‌گیری لازم صورت نگرفته و بخشی از آن هم مربوط به ناکارآمدی بیمه‌هاست. نکته سوم رفتاری است که ازمصدومان یا همراهان آنها شاهد هستیم.

البته ممکن است ،تصادف برای افراد زیادی اتفاق بیفتد، اما مردم عادت کرده‌اند که خود انتقام بگیرند و در صحنه تصادف به دنبال اهداف شخصی خود هستند. متاسفانه مشاهده می‌شود افراد در مواجهه با تصادف سعی در مشاجره، درگیری لفظی، انتقام و رفتار خشونت آمیز، دارند ممکن است برخی افراد از این قضیه واهمه داشته و این ترس باعث فرار از صحنه تصادف شود. این موضوع نیازمند یک آموزش همگانی به افراد است که این وظیفه رسانه‌های ملی است که باید به جامعه اطلاع رسانی کنند که در صورت بروز تصادف خونسردی خود را حفظ کنند و حل وفصل این موضوع را به قانونگذار و پلیس واگذار کنند و از برخورد شخصی و خشونت آمیز خودداری کنند.

عامل چهارم بی‌قیدی و بی‌مسئولیتی برخی از افراد است که برای فرار از مسئولیت یا بی‌توجهی به تعهدات شرع ، اخلاقی و قانونی متاسفانه سعی در فرار از صحنه تصادف دارند. عوامل متعددی باعث بروز این مشکل اخلاقی است و باید این معضل به گونه‌ای حل شود که کسی حق نداشته باشد به بهانه فرار از مسئولیت یا مقصر نبودن (خود را بی‌گناه بداند) صحنه تصادف را ترک کند و این امر باید به عهده‌ قانونگذار و مجریان مربوطه باشد.
مجازات فرار از صحنه تصادف متغیر است. برای هر مسئله‌ای مجازات خاصی در نظر گرفته شده است مثلا اگر تصادف منجر به فوت یا ضرب وجرح شود مجازات آن با تصادف خسارتی که فقط ماشین آسیب دیده باشد متفاوت است. برای شخص متواری از صحنه تصادف‌های سنگینی (که احیانا منجر به فوت شده است) مجازات قابل توجهی همچون حبس در نظر گرفته شده است و البته باید تاکید کنم که قوانین خوبی در این زمینه داریم.

فرار از صحنه تصادف و کمک نکردن به مصدوم باعث تشدید مجازات می‌شود چه بسا اگر ضارب مصدوم را به بیمارستان می‌رساند و صحنه‌ را ترک نمی‌کرد مصدوم زنده می‌ماند و موجب از دست دادن جان انسانی نمی‌شد. قانونگذار برای رانندگانی که در صحنه تصادف می‌مانند و مصدوم را حمایت می‌کنند تخفیفاتی در نظر گرفته است. وقتی صحنه تصادف سنگین است و ضارب می‌داند که مقصر نیست (یادر صورتی که مقصر هم باشد) اما در صحنه مانده و به مصدوم کمک می‌کند، می‌تواند از خانواده مصدوم رضایت بگیرد و از تخفیفات قانونی برخوردار شود. البته بسیار اتفاق می‌افتد عامل به جای اینکه اثر سودمندی داشته باشد اثر منفی در جامعه داشته است و باعث شده است که عده‌ای از اینکه نجات دهنده جان یک بیمار و مصدوم باشند از همکاری خودداری کنند.

در حالی که قانونگذار علی القاعده برای چنین افرادی مجازاتی قائل نیست. اما رفتار نادرستی که در بیمارستان یا توسط ضابطان مشاهده می‌شود سبب شده که عده‌ای بترسند . تنها کاری که پلیس و مسئولان انجام دهند باید هویت آن فرد را شناسایی کنند و از او شماره‌ای بگیرند و او را رها کنند. اگر اصرار می‌کند که مقصر نبوده و یک عابر بوده است باید به همین حرف اکتفا شود و در غیر این صورت باعث می‌شود به دلیل همین نگاه جان عده‌ای دیگر هم به خطر بیفتد که باید در نظر گرفته شود عابر خیر کمک کننده نباید مسئول باشد مگر خلاف آن ثابت شود.



:: بازدید از این مطلب : 548
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : پنج‌شنبه 23 آبان 1398 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : kiandad

قانون پرداخت حق بیمه تامین اجتماعی افراد با کمتر از ده سال سابقه ابلاغ شد


با ابلاغ قانونی از سوی رئیس جمهور، سازمان تامین اجتماعی مکلف است به افرادی که حداقل ده سال سابقه پرداخت حق بیمه را دارند، متناسب با سنوات پرداخت حق بیمه، حقوق بازنشستگی پرداخت کند.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دولت، قانون تعیین تکلیف تامین اجتماعی اشخاصی که ده سال و کمتر حق بیمه پرداخت کرده اند که در مجلس شورای اسلامی تصویب و به تایید شورای نگهبان رسیده است از سوی رئیس جمهور برای اجرا ابلاغ شد.

بر اساس ماده واحده این قانون، سازمان تامین اجتماعی مکلف است به افرادی که حداقل ده سال سابقه پرداخت حق بیمه را دارند و به سن شصت سال برای مردان و پنجاه و پنج سال برای زنان رسیده اند یا به هر دلیلی به تشخیص کمیسیون های موضوع ماده(91) قانون تامین اجتماعی مصوب 3/4/1354 و اصلاحات بعدی آن در سنین کمتر از موارد فوق از کار افتاده شده اند ولی از حق مستمری برخوردار نمی شوند، متناسب با سنوات پرداخت حق بیمه، حقوق بازنشستگی پرداخت کند. افرادی که کمتر از ده سال حق بیمه پرداخت کرده اند، می توانند با پرداخت مابه التفاوت حق بیمه اعم از حق کارگر و کارفرما تا ده سال به نرخ سالجاری، از امتیاز بازنشستگی این حکم برخوردار شوند.

همچنین سازمان تامین اجتماعی مکلف است به فرزندان و همسران بیمه شده متوفی که زیر ده سال سابقه پرداخت حق بیمه دارد، نسبت به سنوات، مستمری پرداخت کند.

بر این اساس، سازمان ثبت اسناد و املاک کشور نیز موظف است علاوه بر حق الثبت فعلی یک در ده هزار به قیمت منطقه ای بابت حق الثبت اموال غیرمنقول دریافت و به ردیف خاصی در خزانه داری کل واریز کند.

دولت مکلف است اعتبار مورد نیاز برای اجرای این قانون را از محل درآمدهای موضوع این تبصره پیش بینی کند.

این قانون در تاریخ 17/7/1392 از سوی مجلس شورای اسلامی تصویب و پس از تایید شورای نگهبان در مورخه 21 آبان ماه از سوی رئیس جمهور برای اجرا ابلاغ شده است.



:: بازدید از این مطلب : 333
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : پنج‌شنبه 23 آبان 1398 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : kiandad

زندانی شدن به خاطر نپرداختن مهریه

دیشب یک برنامه تلویزیونی در مورد مهریه در شبکه اموزش پخش شد .

موضوعش زندانی شدن یک مرد بخاطر عدم توان پرداخت مهریه بود که سه فرزند هم داشت فکر میکنم حدود 20 سال زندگی مشترک داشتند .

قسمت دردناک موضوع حضور فرزندان این مرد برای ملاقات با پدرشان بود که ظاهرا مادرشان هم در این ملاقات همراهشان بود .مرد گفت نمیخواستم فرزندانم از زندانی شدنم اطلاع داشته باشند اما بهر حال فرزندانش برای ملاقاتش آمده بودند و تعریف میکرد در این دیدار گریه میکردند .

یاد حدیثی افتادم از پیامبر که بیان میفرمایند : «اگر قرار بود براي غير خدا سجده كرد فرمان مي دادم زنان بر شوهرانشان سجده كنند»

این حدیث بوضوح احترام و جایگاه مرد در خانواده را متذکر میشود .اما واقعا در جامعه ما چه خبر است؟

ما در این راستا حرکت کرده ایم ؟

ابتدا دختر و پسر را به ازدواج تشویق میکنیم تا از مفاسدتجردشان در جامعه در امان باشیم بعد بوسیله فرهنگ و رسوم کاملاً غلط مرد را به قبول چیزی که توانش را نخواهد داشت در معذوریت میگذاریم و بعد سرنوشت و ابروی مرد را درتنگنا میگذاریم تا اگر به مذاق زن خوش نیامد او را پشت میله های زندان بفرستد.

من میگویم اصلا زندان هیچ چرا اصلا چیزی برای تهدید باید وجود داشته باشد .مردی که بدون فشار قانون و هیچگونه زور و تهدیدی مخارج همسر و فرزندان را تهیه میکند و برای اسایش انها از دل و جان تلاش میکند چرا باید یک روز با اهرمی مانند مهریه تهدید شود. در اینجا قصد من بی ملاحظگی نسبت به حقوق بانوان نیست که در جامعه شاهد بی انصافیهای فراوان نسبت به انها هم هستیم .اما در هر صورت این مهریه واقعا به چه کسی کمک کرده است؟ حقی را از کسی اعاده نموده ؟ اکثر بانوان مظلوم از گرفتن مهریه خودشان صرف نظر میکنند و طلاق میگیرند و فقط این ابزار بوسیله افراد خاصی مورد استفاده قرار میگیرد .

بعد از اینهمه سال تصور من این بود این قوانین تغییر کرده باشند اما کمافی سابق است و در این سالها قانون مدنی هیچ رشدی جهت اصلاح کاستیها در این موضوع نداشته است .

دیگر نمیدانم این موضوع را با چه زیانی باید تشریح کرد .در اینجا بزبان عامیانه دوباره میگویم مهریه یک موضوعی است که از ازدواج ناشی شده یعنی اگه زن و مرد و وصلت بین آنها نبود مهریه هم اصلا معنی نداشت .حالا چطور چیزی که فرع است میتواند اصل را از بین ببرد .مگر بارها گفته نشد وقتی مردی بخاطر مهریه زندان رفت دیگر با آن زن زندگی نخواهد کرد .چرا قانون باید دست افراد را برای نشستن روی یک شاخه و بریدن بن شاخه باز بگذارد ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!

اگر مردی خلاف میکند خب زندانی شود اگر مردی زن دوم گرفت زندانی شود اگر مردی معتاد بود زندانی شود ، شما تصور میکنید کمبودها و نارسائیها ی حقوقی با مهریه حل میشود .اصلا یک درصد کارشناسان میتوانند به مفید بودن مهریه برای احقاق حقوق زنان صحه بگذارند؟

از این جمله عذر خواهی میکنم اما با دیدن برنامه دیشب به عقب ماندگیهای خودمان و نارسائیهای قانونی حقوق خانواده پی بردم .و باید خدمت همه برادران و خواهرانم این نصیحت دوستانه را داشته باشم .جائی که قانون نمیتواند بشما کمک بکند خودتان بفکر خودتان باشید .

خواهران عزیز در ازدواج بسیار ملاکهای مهمتر از تعیین مقدار مهریه مطرح است مثل اخلاق و منش و تربیت و ..  مرد که شما باید بتوانید عمری بر آن تکیه کنید .

برادران عزیز شما در ازدواج در حال برقراری یک رابطه انسانی هستید که جنبه های مختلف دارد نباید صرفاً کششهای جنسی را مد نظر قرار دهید و لازم است منطقی تر باشید شما فقط با جسم دیگری ارتباط برقرار نمیکنید بلکه آرامش و آسایش روح و روانتان در گرو تربیت و اخلاق و  . . . دختر مورد علاقه اتان میباشد .

تمام مسائل مادی نیست که با سکه آنها را بسنجید اگر زن یا مرد خوبی باشد ارزشش بسیار بیشتر از میلیونها سکه میباشد و اگر بد بود به اندازه مشتی خاک نیست . هر فردی خوبیها و بدیهای خود را دارد و فراموش نکنید هر فردی وقتی عصبانی میشود رفتاری غیر از رفتار نرمال و طبیعی خود انجام میدهد چه بسا یک زن بسیار خوش برخورد و متین در عصبانیت مهریه خود را بخواهد و غیر ان هم به چیزی راضی نشود .همانطور که شما در ازدواج احتمال میدهید ان شاء الله همسر خوبی برایتان باشد به همان شکل هم احتمال بدهید ممکن است اینجور نشود .



:: بازدید از این مطلب : 506
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : پنج‌شنبه 23 آبان 1398 | نظرات (0)

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران